تبليغاتX

پشیمانم...شرمسارم...سلامی می کنم اما سلامی همچو بوی اشناییها ،جداییها نمی دانم چه باید گفت یا اصلا چه بنویسم دلم می خواست تنها نامه ای بنوشته باشم بهر تسکین دلم ،دردم نه طولانی فقط یک جمله کوچک که بنویسم ...تنهایم

سکوت ؛حرف اخر... - اب هم ابی نیست...
??؟؟
انچه می پنداریم فکر پوچی است که دلها همه در ان غرقند

اب اگر ابی بود...

 انقدر عشق و محبت به جهان می بخشید

که دیگر شب نرسد از پس اوهام محال

 اب هم ابی نیست

اب اگر ابی بود...

 چه کسی باور داشت که در این ارامش

 موج طوفان احساس چنان خشم اگین،کشتی خاطره را می بلعد

 اب هم ابی نیست

 اسمان ابی است

 رنگ خود را گه گاه می نگارد بر اب

 اسمان می فهمد معنی مهر و وفا را ...

اب اگر ابی بود...

 همه ابی بودند

 دل ایشان مگر از اب محبت خالیست؟

 یا که این اب ز هر رنگ محبت عاریست؟!

اب هم ابی نیست

 پس چه باید نوشید؟؟!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 16:13  توسط مريم  |