تبليغاتX

پشیمانم...شرمسارم...سلامی می کنم اما سلامی همچو بوی اشناییها ،جداییها نمی دانم چه باید گفت یا اصلا چه بنویسم دلم می خواست تنها نامه ای بنوشته باشم بهر تسکین دلم ،دردم نه طولانی فقط یک جمله کوچک که بنویسم ...تنهایم

سکوت ؛حرف اخر... -
??؟؟

خدای من!

از دنیای بی تو بودن می ترسم...

[ادامه دارد]

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 21:57  توسط مريم  |