+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 21:57 توسط مريم
|
عاقبت باید رفت عاقبت باید گفـت:" خداحافظتان باد " لحظه بدرقه تابستان برگها اشک درختان بودند. من به خود امده دیدم هیهات! غم تنهایی من انقدر سنگین است. که به هر اینه ای می نگرم می شکند!